شهاب عباسی
او اهل فلاحیه (شادگان) است. او به همراه برادرش و چند تن دیگر از شهروندان عرب به اتهام شرکت در عملیات مسلحانه دستگیر شدند. این پرونده که به دلیل عدم رعایت آیین دادرسی عادلانه به شدت مورد اعتراض سازمانهای حقوق بشری و مجامع جهانی قرار داشت با اعدام چهار نفر و حبس و تبعید سه تن دیگر به پایان رسید. اعضای دیگر خانواده او نیز به انحا مختلف تحت فشار بودند
- <coverage-outsourcing id='6699'> شهاب عباسی، غازی عباسی، عبدالرضا امیرخنافره، عبدالامیر مجدمی، جاسم مقدمپناه، هادی البوخنفرنژاد و سامی جدماوىنژاد در اواخر مرداد و اوایل شهریور ١٣٨٨ به دست مامورین اطلاعات بازداشت شدند. تعدادی از متهمین این پرونده برای دو سال در انفرادیهای بازداشتگاه اطلاعات اهواز نگهداری شده و طبق اظهارات خودشان، خانوادههایشان و همبندیهایشان در این مدت به شدت شکنجه میشدند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6704'> از قراین اینگونه برمیآید که متهمین این پرونده در سال ۹۰ به زندان کارون منتقل شدهاند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6709'> یک زندانی سابق که با گروههای حقوق بشری به طور ناشناس صحبت کرده، گفته است که وی در طی سال ۲۰۱۱ برای دو هفته با چهار زندانی محکوم به اعدام همبند بوده است. او گفت که هم امیر خنافره و هم غازی عباسی به وی گفتند در طی زمانی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در اهواز به سر میبردهاند، مأموران به آنها چشمبند زده، آنها را بر روی شکمشان روی تختی خوابانده و بسته بودند و با کابل به کمر و کف پای ایشان شلاق میزدند تا از آنها اقرار بگیرند که از اسلحه گرم استفاده کردهاند. این منبع همچنین گفت وی آثار سیاه رنگی در ناحیه پاها و مچ پاهای امیر خنافره و عباسی مشاهده کرده است و این دو نفر به او گفتهاند این لکهها آثار به جا مانده از یک ابزار شوک الکتریکی است که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات استفاده میشده است. این منبع اظهار داشت در طی مدتی که در زندان کارون به سر میبرده، لکه های سیاه مشابهی را بر روی پاهای دیگر فعالان عرب نیز دیده است. این زندانی سابق اضافه میکند امیر خنافره و عباسی به وی گفتهاند که ماههاست که از طرف مقامات وزارت اطلاعات ممنوع الملاقات شدهاند. این صحبتها بعدا از جمله در بیانیه عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر و مرکز اسناد حقوق بشر منعکس شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6710'> شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی علی فرهادوند متهمین غازی عباسی، عبدالرضا امیرخنافره، عبدالامیر مجدمی و جاسم مقدمپناه را به اتهام محاربه با خدا و فساد فی الارض به اعدام محکوم کرد و شهاب عباسی، هادی البوخنفرنژاد و سامی جدماوى را به سه سال زندان در تبعید (اردبیل) محکوم نمود. دادگاه از احتساب سه سال بازداشت در حکم صادره خودداری کرد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6719'> شعبه ۳۲ ديوان عالی کشور به رياست قاضی رضا فرجاللهی و مستشاری علیاصغر لطیفی رستمی احکام اعدام و زندان تجدیدنظرخواهان جاسم مقدمپیام، عبدالامیر مجدمی، شهاب عباسی، عبدالرضا امیرخنافره و غازی عباسی را تایید کرد. دادنامه دیوان عالی اصل را بر اقرار متهم در مراحل اولیه دادرسی گذاشته شده و همانگونه که قاضی فرهادوند در دادگاه بدوی تکذیب متهم را «امری طبیعی» دانسته، دیوان عالی نیز مسئله شکنجه را به عنوان یک جرم از طرف نیروهای امنیتی و نیز به عنوان عامل بیاعتبارکننده اعتراف بررسی نکرده و آن را بدون توجه و بررسی رها کرده است. در گزارشات تحلیلی که بعدا پیرامون این احکام نوشته شد، این سوال دائما مطرح میشد که چه شرایطی در بازداشتگاه اطلاعات حاکم است که نبود آن در دادگاه، به طور «طبیعی» به تکذیب اتهامات از سوی متهمین منجر میشود. در یکی از تحلیلها نوشته شده بود که آیا این اعتراف ضمنی و همزمان مشروعیتبخشی قضات حکومت ایران، به شرایط سخت و احیانا شکنجه در بازداشتگاههای ایران نیست. در تحقیقات و گزارشات بعدی سازمانهای حقوق بشری تاکید شده است که علی رغم اشاره دادگاه و دیوان عالی به ادعای شکنجه از سوی متهمین، تحقیقاتی از سوی حکومت ایران در این زمینه صورت نگرفته است. هر دو دادگاه تنها موفق شدهاند که علاوه بر اقاریر متهم، کشف سلاح را به عنوان دلیلی بر حقانیت حکم صادرشده ارائه کنند، اما زندانیان محکوم به اعدام با انتشار نامهای اعلام کردند که کارشناس اسلحهای که معتقد بوده هیچ گلولهای از این اسلحه به سمت قوای حکومت ایران شلیک نشده، با فشار وزارت اطلاعات عوض شده است و اینکه داشتن اسلحه در خوزستان و بخشهایی از ایران که هشت سال جنگ را پشت سر گذاشتهاند امر غریبی نیست </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6724'> پنج ماه پس از تاييد حکم از سوی ديوان عالی کشور، اين حکم به محکومان ابلاغ شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6751'> در بخشی از نامهای که زندانیان محکوم به اعدام این پرونده به زبان عربی منتشر کردند، غازی عباسی مینویسد که «برای ایجاد فشار روانی برادران من را دستگیر کردند که در بین آنها برادرم شهاب را از خدمت سربازی به بازداشتگاه اطلاعات آوردند که به انواع مختلف بیماریها و اختلالات روانی مبتلا شد و بعداً وی را به زندان سپیدار منتقل کردند» </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6739'> خبر اعدام برادر و دیگر زندانیهای سیاسی همپرونده او منتشر شد. در خبر آمده بود که زندانیهای سیاسی اعدام و دفن شدهاند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6744'> در پی درگیری ایجاد شده به خاطر تجمع اعتراضی خانوادهها و جمعی از اهالی شادگان پس از تایید خبر اعدام غازی عباسی، عبدالرضا امیرخنافره، عبدالامیر مجدمی و جاسم مقدمپناه، پسر عموی غازی و شهاب عباسی، ولید جنامىخنافره نیز در تیراندازى نیروى انتظامى جمهورى اسلامى ایران کشته شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6747'> نعیم عباسی، برادر دیگر غازی و شهاب عباسی دستگیر شد. گزارشاتی منتشر شد که طبق آنها این بازداشت برای تحت فشار قرار دادن خانواده زندانیان اعدام شده و متعاقبا خودداری آنها از مصاحبه صورت گرفته است </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='2721'> مورد حمله دو نفر در زندان قرار گرفت و ساق پای راستش شکست </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='2722'> گزارش شد بعد از شکستگی پا از رسیدگی پزشکی مناسب محروم مانده است </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='6968'> شهاب عباسی و هادی البوخنفرنژاد از زندان اردبیل آزاد شدند </coverage-outsourcing>