شورش علیمرادی
او از زندانیان اهل سنت است. در فیلمهایی که حکومت ایران تحت عنوان «مستند» پخش کرده، او به عنوان «مربی بمبسازی گروه توحید و جهاد» معرفی شده است. وضعیت فعلی پرونده او نامشخص است
تعداد زیادی از شهروندان سنیمذهب در رابطه با پروندههایی مانند «توحید و جهاد» دستگیر و چند ده تن از ایشان اعدام شدند <symbol-timeline></symbol-timeline>
- <coverage-outsourcing id='18163'> در سالهای پایانی دهه ۸۰ خورشیدی رابطه حکومت ایران با بعضی گروههای سنیمذهب که در مناطق سنینشین ایران و به خصوص کردستان حضور داشتند، دستخوش تغییرات جدی شد و در مواردی به تقابل نظامی انجامید. برخی از منابع مطلع به اطلس زندانهای ایران گفتهاند که پیش از این تاریخ، به خصوص در دوره مقابله حکومت ایران با نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق و افغانستان، گروههای سنی برای چند سال در کردستان ایران آزادی عمل نسبی داشتند، اما تحولات منطقه، انشعابات داخلی افرادی که از تعامل این گروهها با حکومت ایران ناراضی بودند و آغاز تحرکات گروههایی که یکی از آنها بعدها به نام «گروه توحید و جهاد» معروف شد، این رابطه دوسویه را به سوی تخاصم برد. به گفته یکی از شاهدین اولین دستگیریهای این فاز از سال ۸۸ چند هفته قبل از حضور رهبر حکومت ایران در کردستان و اشارات او به سلفیها شروع شد و در ماههای پس از آن رشد چشمگیری داشت. حاصل این وضعیت جدید تعداد زیادی درگیری نظامی، کشته، زخمی و زندانی بود. گفته میشود تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی، چهار محیطبان، ماموستا برهان عالی، ماموستا شیخ الاسلام، خلیفه ابراهیم فرهادی و هدایت حسنخانی به دست اعضای این گروه کشته و تعدادی دیگر، از جمله دو دادیار به نامهای حسن داوطلب و مهدی کامیانی مجروح شدهاند. اما بنا بر شواهدی که جمعآوری شده، عمده افرادی که به اتهام عضویت در این گروه اعدام شدند، در این ترورها دست نداشته و بسیاری از آنها اصلا از وقوع آنها خبر نداشتند یا پیش از این حوادث دستگیر شدهاند. تعداد زیادی از دستگیرشدگان گفتهاند که نه تنها عضو این گروه نبودهاند، بلکه از وجود آن بیاطلاع بوده و هیچ گاه هوادار جریانهای تندرو نبودهاند. لذا با توجه به سابقه حکومت ایران و اظهارات متهمین، خانوادهها و گروههای حقوق بشری مشخص نیست که حکومت ایران دقیقا چه فعالیتهایی را از سوی فعالین اهل سنت مستحق مجازاتهای سنگین میداند. بسیاری از متهمین در فیلمهای ویدئویی که از زندان به بیرون رساندهاند و همینطور شاهدینی که شهادت دادهاند، تاکید کردهاند که تنها به فعالیت تبلیغی میپرداختهاند و اصلا از وجود چنین گروهی اطلاع نداشتهاند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18164'> تحلیل برخی از مشاوران اطلس زندانهای ایران این است که افزایش گستره و شدت مجازاتهای زندانیان اهل سنت، به خصوص از سال ۸۹ به بعد، بیارتباط با بهار عربی و نگرانیهای ژئوپلتیک و مذهبی حکومت ایران نبوده است. آنها میگویند که تعداد نامشخص اما بسیار زیادی از زندانیان اهل سنت ارتباطی با خشونتها نداشتهاند و دامنه فعالیتهایشان به راستی از تبلیغات مذهبی فراتر نرفته، اما احکام نامتعادل حبس و اعدام دامن ایشان را نیز گرفته است. چرا که حکومت تلاش میکند از طریق صدور احکام سنگین برای این زندانیان، کل جامعه اهل سنت ایران را مرعوب سازد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18173'> برخی از زندانیان اهل سنت از سال ۹۰ به بعد با ضبط و ارسال صدا و تصویر به بیرون بارها اعلام کردند که اعترافاتشان زیر شکنجه اخذ شده و آنها ارتباطی با اتهامات انتسابی ندارند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18181'> ابهامات این پرونده که از سال ۹۱ شهرت آن رو به فزونی رفت، همواره مورد انتقاد سازمانهای حقوق بشری قرار داشته است. آنها همصدا با زندانیان و خانوادهها بارها خواستار برگزاری دادگاههای عادلانه، علنی و با حضور وکلای مدافع بودهاند، اما حکومت ایران هیچ گاه به این خواستهها پاسخی درخور نداده است. از جمله ابهاماتی که اطلس زندانهای ایران هنگام جمعآوری مدارک این پرونده با آن رو به رو شده، تفاوت عناوین اتهامی در اعترافات تلویزیونی با دادگاه است. به عنوان مثال کاوه شریفی در فیلم «در عمق تاریکی» و اعترافاتی که از آن به عنوان سخنرانی در جمع دانشجویان کردستان یاد میشود، میگوید که در جریان ترور برهان عالی قرار داشته و خود او شخصا کلت را به عاملین داده است، اما در فیلم «بر مدار تباهی» که به نظر میرسد بر پایه یک سناریوی دیگر نوشته شده، میگوید که اصلا در جریان ترور نبوده است و یک داستان کاملا متفاوت تعریف میکند. علاوه بر این آقای شریفی در فایل صوتیای که موفق شده از زندان رجاییشهر به بیرون بفرستد، تاکید میکند که نه تنها از این ترور خبر نداشته، بلکه این موضوع حتی در زمره اتهامات او نیز به شمار نمیرود . از طرفی در این فیلمها ترور ماموستا محمد شیخ الاسلام بر عهده لقمان امینی و دو تن دیگر گذاشته میشود، اما پیشتر حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی و جهانگیر دهقانی که قبل از ترور ماموستا شیخالاسلام دستگیر شده بودند، به اتهام انجام این ترور به اعدام محکوم شده بودند. هر چند آنها بعدا از این اتهام تبرئه شدند، اما بعدا با استناد به یک قانون منسوخ اعدام شدند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18180'> بهرام احمدی، اصغر رحیمی، هوشیار محمدی، محمدظاهر بهمنی، کیوان زندکریمی و بهنام رحیمی که شش تن از متهمین پرونده «توحید و جهاد» بودند، در زندان قزلحصار اعدام شدند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18155'> زندانیان اهل سنت که اغلب آنها به «محاربه از طریق عضویت در گروه توحید و جهاد» متهم شده بودند، در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به شدت تحت شکنجه قرار گرفتهاند. بر پایه اطلاعاتی که اطلس زندانهای ایران جمعآوری کرده است دامنه شکنجهها تا استفاده از شوکر برقی، دستبند قپانی، تخت شلاق، تهدید به تجاوز یا دستگیری خانواده و رها کردن با دستبند و پابند در انفرادی یا هواخوری را گسترده بوده است. آنها در ماههای اول بازداشت با خانوادههایشان هیچ گونه ارتباطی نداشته، به وکیل دسترسی نداشته و در انفرادی محبوس بودهاند. بعضی از آنها مجبور شدهاند که ورقههای سفید را امضا کنند و برخی با چشمبند و بدون اطلاع از محتویات برگههایی را امضا نمودهاند. آنها مجبور شدهاند در برابر دوربین اتهامات به گفته یکی از اعدامشدگان این پرونده «قبیحی» را بپذیرند که خودشان میگویند هیچ دخالت یا اطلاعی از آنها نداشتهاند. «تبلیغ توحید»، «انذار از قبرپرستی»، «دفاع از حقوق اهل سنت» و «مخالفت با رژیم» عناوینی است که عموم این زندانیان به فعالیتهای پیش از دستگیری خود نسبت میدهند و دلیل دستگیریشان را فعالیتهای فرهنگی مرتبط با آنها میدانند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18151'> تاریخ دستگیری او نامشخص است، اما تخمین زده میشود که در این سال بازداشت شده باشد. از آقای شورش علیمرادی اعترافاتی در شبکههای تلویزیونی حکومت ایران، یا دیگر رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، همچون پنجره منتشر شده است. او به عنوان «مربی ساخت بمب گروه توحید و جهاد» معرفی میشود. بر پایه گفتههای این رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، او در افغانستان آموزش ساخت بمب را دیده است </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18171'> طبق شهادت زندانیهای این پرونده، مامورین امنیتی برای اینکه آنها را مجاب به پذیرش اتهامات کنند، تهدیدشان میکردند که در صورت عدم پذیرش اتهامات در دادگاه، دوباره تمامی شکنجهها از اول آغاز خواهند شد (برای نمونه نگاه کنید به اظهارات ویدئویی جمشید دهقانی از زندان قزلحصار). علاوه بر این به این زندانیان که به مشاور حقوقی دسترسی نداشتند وعده داده میشده است که در صورت پذیرش اتهامات به زودی آزاد خواهند شد. در چند گزارش آمده که یکی از وکلای تسخیری که پیش از برگزاری دادگاه متهمین را دیده، آنها را تشویق میکرده است که با پذیرش اتهامات امکان آزادی هر چه سریعتر خود را فراهم آورند. استدلال مامورین وزارت اطلاعات این بوده که چون دستگاه امنیتی موفق نشده مجرمین واقعی را دستگیر کند و باید پاسخگوی نهادهای بالاتر باشد، بنابراین این زندانیان اهل سنت با پذیرش اتهامات به آنها کمک کرده و آنها نیز در عوض با چینش مناسب پرونده زندانیان را «بعد یکی دو سال» آزاد خواهند کرد (برای نمونه نگاه کنید به اظهارات ویدئویی کمال ملایی). پس از صدور حکم اعدام نیز برای خرید زمان و ایجاد تعلل، به زندانیها و خانوادهها گفته شده که این «حکم وحشت» است، کاربرد تبلیغاتی دارد و هرگز اجرایی نخواهد شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18156'> زندانیان اهل سنت در بازداشتگاه اطلاعات سنندج حداکثر چند مرتبه با خانوادههایشان ملاقات کردند. این ملاقاتها اغلب ماهها پس از دستگیری صورت میگرفتند. برخی از زندانیان چند روز پس از دستگیری امکان برقراری یک تماس تلفنی کوتاه داشتند، اما اکثر ایشان مدتها پس از دستگیری با خانوادههایشان تماس گرفتند. بر پایه اطلاعاتی که اطلس جمعآوری کرده، هیچ کدام از این زندانیها در ماهها یا سالهای اول بازداشت امکان دسترسی به وکیل و اخبار جهان خارج زندان را نداشتهاند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18188'> حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و هادی حسینی که شش تن از متهمین پرونده «توحید و جهاد» بودند، در زندان رجاییشهر اعدام شدند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='18189'> در حوالی ساعت پنج و نیم عصر هواخوری، ملاقات و تلفنهای زندان رجاییشهر کرج قطع شد و با راهاندازی دستگاههای پارازیتانداز امکان هر نوع ارتباط با خارج زندان از بین رفت. طبق یک گزارش از هرانا گارد سیاهپوش رجاییشهر به سالن ۱۰ اندرزگاه ۴ حمله کرد. آنها ۳۷ تن از زندانیان اهل سنت را با دستبند و پابند، کشیدن کیسه به سر و بستن دهان با چسب به سلولهای انفرادی منتقل کرده و سپس درب سالن را جوش دادند. در حین انتقال و در سلولهای انفرادی بند ۵، زندانیان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. دیگر زندانیان اهل سنت در بندهای دیگر با تجمع پشت دربها و سر دادن شعار الله اکبر که ساعتها به طول انجامید، به این حمله اعتراض کردند. مسئولین ردهبالا همراه با تابوتها وارد زندان شدند. روز بعد حکومت ایران تعدادی از این زندانیان را دار زده و بقیه را به مرور به بندهای عمومی بازگرداندند. اطلس زندانهای ایران بر پایه اطلاعاتی که تا زمان نوشتن این خطوط در تابستان ۱۳۹۶ از گفتوگو با منابع مطلع جمعآوری کرده، از اعدام این ۲۵ زندانی اهل سنت مطلع شده است: کاوه ویسی، کاوه شریفی، طالب ملکی، بهروز شاهنظری، آرش شریفی، عالم برماشتی، کیوان مومنیفرد، مختار رحیمی، بهمن رحیمی، محمدیاور رحیمی، وریا قادری، امید پیوندی، فرزاد هنرجو، ادریس نعمتی، پوریا محمدی، امید محمودی، شهرام احمدی، احمد نصیری، امجد صالحی، محمدکیوان کریمی، محمد غریبی، شاهو ابراهیمی، حمزه قله (حمزه عراقی)، علی عبدالکریم شمیرانی (علی عراقی) و محمد احمد شریف (حکمت عراقی). پس از اعدامها با برخی از خانوادهها تماس گرفته شد که برای آخرین ملاقات به زندان مراجعه کنند، اما در میانه راه به آنها گفته شد که باید به سردخانه اوین بروند و در تماس بعدی از آنها خواسته شد که خود را به پزشکی قانونی کهریزک برسانند. زندانیان اعدامشده اهل سنت در بهشت زهرا به خاک سپرده شدند. طبق گزارشهای بنیاد برومند به هیچ کدام از خانوادهها اجازه دفن فرزندانشان به شیوه اهل سنت داده نشد. همه آنها به شیوههای گوناگون تهدید شدند که حق ندارند برای فرزندانشان مراسم بگیرند </coverage-outsourcing>