عبدالکریم شهبخش
او از جمله زندانیان بلوچی است که به زندان اردبیل تبعید شدهاند. آقای شهبخش پیش از دستگیری به چوپانی مشغول بوده و گفته میشود تمام آنچه بر سر او آمده، به خاطر دادن آب و غذا به چند غریبه است
- <coverage-outsourcing id='13359'> دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات زاهدان شد. او یک ماه بعد به زندان زاهدان منتقل شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='13358'> به زندان اردبیل تبعید شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='13361'> مسئولین زندان اردبیل در ماه رمضان سال ۱۳۹۳ چهار نفر از زندانیان بلوچ و سنی زندان اردبیل را از بند خارج کرده و آنها را در اختیار ۶۰ تا ۷۰ تن از زندانیان متعصب مذهبی قرار دادند. بنا بر گزارشات متعدد زندانیان بلوچ و سنی تحت عنوان «دشمنان حضرت علی» شدیدا مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار گرفتهاند. عبدالکریم شهبخش میگوید یکی از کارمندها که پدرش به دست نیروهای کرد کشته شده بوده، فریاد میزده است که «پدر مرا اینها کشتهاند، انتقام پدرم را از اینها بگیرید» </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='13257'> هرانا گزارش کرد که نوراحمد حسنزهی، علی پژگل، عبدالکریم شهبخش، ماهر کعبی، محمدصابر ملکرئیسی و شیراحمد شیرانی در بندی شبیه به قرنطینه در زندان اردبیل محبوس شدهاند. این بند اتاقی است با مساحت بین ۱۰ تا ۱۵ متر مربع، با ۱۸ تخت و یک هواخوری کوچک. زندانیان روزانه ۱۵ دقیقه برای تلفن به انبار خارج از بند میروند. گفته میشود طرز برخورد زندانبانان با این زندانیان و خانوادههایشان به گونهای است که برخی از آنها از خانوادههایشان خواستهاند که دیگر به ملاقاتشان نیایند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='13360'> هرانا در یک گزارش تفضیلی پرونده عبدالکریم شهبخش را شرح داد. بر پایه این گزارش او چوپانی بوده که یک روز با عدهای در کوه برخورد کرده و «برای رضای خدا» به آنان آب و غذا داده است. او چندی بعد به دست نیروهای اطلاعاتی زاهدان دستگیر و به شدت شکنجه شده است تا بگوید آن افراد را کجا پنهان کرده است. او به تخت معجزه بازداشتگاه اطلاعات زاهدان نیز بسته شده است. او یک بار به حدی شکنجه شده که مجبور شدهاند با عملیات احیا او را زنده نگه دارند و پس از آن با ماسک اکسیژن نفس میکشیده است. در نهایت اطلاعاتیها به او که سواد ندارد، یک برگه دادهاند و به او گفتهاند که بیگناهیاش ثابت شده و باید برگه آزادی خود را انگشت بزند. او بعدا در زندان زاهدان متوجه میشود که ادعای اطلاعاتیها صحت نداشته و آنها برای او اتهام «همکاری با گروه ریگی» را درج کردهاند. «وقتی این را شنیدم تمام بدنم سرد شد. حتی بازجوها در این مورد از من سوال هم نپرسیده بودند که من پاسخی بدهم». بعد از چهار ماه دادگاه او تشکیل شده و در حالی که آقای شهبخش منتظر آزادی بوده، به او حکم ۱۵ سال حبس در تبعید ابلاغ میشود. عبدالکریم شهبخش میگوید او حتی نمیتواند فارسی صحبت کند و مواجههاش با زبان ترکی همراه با دشواری بسیار بوده است. او پس از چهار ماه از بند ۷ زندانیان سیاسی به بند ۲ مشاوره منتقل شده و به خاطر مذهبش همواره به او توهین میشده است. او میگوید بالاخره یکی از زندانیان با دفاع از او مانع تداوم توهینها شده است. او پس از چهار ماه دوباره به بند ۷ بازگردانده شده است. طبق توضیحات آقای شهبخش زندانیان این بند تنها اجازه دارند که با خانوادههای خود به زبان فارسی سخن بگویند و این برای کسی چون او که فارسی نمیداند، بسیار سخت است. در این گزارش همچنین آمده است که در بهداری به او گفته شده که «سازمان زندانها هزینه درمانی تو را به دلیل جرمت پشتیبانی نمیکند» و او که مدتهاست زندانی است و خانوادهاش بیسرپرست رها شدهاند، توانایی مالی درمان خود را ندارد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='20370'> هرانا گزارش کرد که از چند روز پیش مسئولین زندان اردبیل، ارتباط زندانیان سیاسی این زندان را با خانوادههایشان قطع کردهاند </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='20905'> به گزارش کمپین فعالین بلوچ به مرخصی آمد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='50379'> <reference source='https://haalvsh.org/2023/04/04/12489/'> حالوش گزارش داد، در سیزدهمین سال حبس در تبعید در زندان مرکزی اردبیل، از بابت بیماریهای آسم، تورم و زخم ریه، فشارخون و ضعف بینایی در رنج است و از امکانات درمانی کافی و موثر برخوردار نیست. </reference> </coverage-outsourcing>