آرش فروزنده جمالی
هیچگونه بیماری کبدی و کلیوی نداشت. نزدیکان آرش آنرا تایید میکنند. غروب نوزدهم اسفند حوالی امام زاده صالح در تجریش توسط لباس شخصی ها بازداشت میشود. او را سوار یک خودروی سواری پارک شده میکنند. بعد از مدتی فرمانده نیروها سوار ماشین شده و میگوید که اشتباهی شما را به جای کس دیگری بازداشت کردیم. عذرخواهی کرده و بطری آبی را به آرش میدهد و میگوید رنگت پریده این آب را بخور سرحال بشی، بعد برو! آرش هم چند جرعه ای میخورد و به خانه برمی گردد. حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه بعد از رسیدن به خانه دچار درد شدید شکم شده و مکرر استفراغ میکند. نیمه شب با اورژانس تماس گرفته و به بیمارستان سینا میرود. اکوی قلب و سونوی کبد و کلیه ها هیچ مشکلی نداشتند، اما جواب آزمایش خون را به آرش نمیگویند. تا یکشنبه انجا بود. در نهایت بعد از بحث و مشاجره با دکتر بدون اجازه ترخیص بیمارستان را ترک میکند. بعد از تحمل چند روز درد، تهوع و ضعف شدید شب بیست هفت اسفند آرش را به بیمارستان شریعتی میبرند. انجا اعلام میکنند که کبد و کلیه ها آسیب دیده اند و همان شب به علت نارسایی حاد کبد و کلیه ها فوت میکند