اکبر لکستانی
اکبر لکستانی جانباز دوران جنگ ایران و عراق است. او همچنین شهروند دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی است. وی مدتی رئیس شورای شهر شوط از توابع آذربایجان غربی بوده است. آقای لکستانی پس از چندین سال، برای عیادت مادر سالخوردهاش به ایران بازگشت و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
- <coverage-outsourcing id='27037'> اکبر لکستانی در اوایل سال ۸۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از یک ماه بهطور موقت آزاد شد. در گزارش هرانا آمده است که بابت اتهامات «توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام» مجموعا به سه سال زندان محکوم شده است. به دلیل تناقض میان اتهام و میزان حکم صادر شده، اطلس احتمال میدهد که اتهام اول وی، «توهین به رهبری یا بنیانگذار» باشد. او در پاییز ۸۷ جهت اجرای حکم راهی زندان ماکو شد و پس از چند ماه با استناد به گزارشات پزشکی، به مرخصی اعزام شد. وی نهایتا در ۳۰ خرداد ماه ۸۸ از کشور خارج شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='27038'> اکبر لکستانی به قصد دیدار با مادر سالخورده و بیمار خود به ایران بازگشت و در مرز زمینی سرو توسط اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شد. او سالها بعد از آزادیاش به اطلس گفت که ماموران او را به بازداشتگاه اطلاعات نیروی انتظامی ارومیه منتقل کردهاند و در مدت دو روزی که در سلول انفرادی این بازداشتگاه بوده، از حق تماس با خانواده، دسترسی به وکیل و داروهای ضروریاش مثل انسولین محروم بوده است. آقای لکستانی تاکید که او در این بازداشتگاه تفهیم اتهام نشده و حکم قانونی بازداشتش را نیز ندیده است. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='42545'> به بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه منتقل شد. آقای لکستانی چند سال بعد درباره شرایطش در این بازداشتگاه به اطلس گفت که او را در هنگام ورود به این بازداشتگاه به طور کامل برهنه کردهاند و رفتار ماموران امنیتی با او توهینآمیز بوده است. به گفته آقای لکستانی او در این بازداشتگاه نیز در سلول انفرادی نگهداری شده، به انسولین و داروهای مورد نیازش دسترسی نداشته و از حق تماس با خانواده و دسترسی به وکیل نیز محروم بوده است. او همچنین توضیح داد که بازجویان با ضربوجرح و تهدید به اعدام و شکنجه جسمی، تلاش کردهاند از او اعتراف اجباری بگیرند. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='27039'> در تماسی تلفنی به خانواده خود اطلاع داد که به زندان ارومیه انتقال یافته است. آقای لکستانی چند سال بعد به اطلس توضیح داد که در زندان ارومیه بدون رعایت اصل تفکیک جرائم و بدون دسترسی به داروهای مورد نیازش مثل انسولین و داروهای کنترل فشارخون نگهداری شده است. او با اشاره به اینکه خریدوفروش و مصرف مواد مخدر در زندان ارومیه موضوعی عادی بود به اطلس توضیح داد: > من بارها شاهد بودم که در نوشیدنی زندانیان جوان تازه وارد، دارو میریختند و شب چند نفر به او تجاوز میکردند. زندانیان جرائم عادی بارها مرا هم به تجاوز و قتل تهدید کردند. زندانیان به راحتی شیشه و هروئین مصرف میکردند و من هر روز شاهد درگیری بین زندانیان بودم. زندانیان این بند با سلاحهای سردی که از لوازم جانبی نظیر تختهای فلزی ساخته بودند، بر سر مسایلی مانند توزیع مواد مخدر و غیره به هم حملهور میشدند. به گفته آقای لکستانی او در سرمای زمستان زندان ارومیه در سلولی با پنجره شکسته حبس بوده و نه تنها هیچ وسیله گرمایشی روشن نبوده بلکه حتی به اندازه کافی پتو نیز در اختیار زندانیان قرار نمیگرفته است. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='27392'> در اعتراض به عدم ارائه خدمات پزشکی و شرایط زندان ارومیه دست به اعتصاب غذا زد. آقای لکستانی چند سال بعد دراینباره به اطلس توضیح داد: > ده روز دست به اعتصابغذای تر زدم و پس از آن چهار روز نیز در اعتصابغذای خشک به سر بردم. روز سیزدهم اعتصاب غذا بودم مدیرکل زندان و دادیار ناظر زندان تهدید کردند باید اعتصاب غذای خود را بشکنی. من را با ویلچر به یک محل در حیاط زندان بردند که محل اجرای احکام اعدام بود و جرثقیل اعدام هم در آنجا بود. پرسیدم که چرا من را به اینجا آوردهاید، گفتند برای هواخوری. بسیار لحظات هولناکی بود و من بسیار ترسیده بودم. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='27393'> <reference source='https://www.youtube.com/watch?v=tCpeGFAmv68'> در پی وخامت جسمی ناشی از اعتصاب غذا، به بیمارستان «امام خمینی» ارومیه انتقال یافت. او چند سال بعد به اطلس گفت که در بیمارستان «امام خمینی»، دست و پای او را به تخت بسته و ماموران امنیتی با قنداق تفنگ او را مورد ضربوجرح قرار داده بودند. او درباره شکنجههایی که در این بیمارستان متحمل شده به اطلس توضیح داد: > در این بیمارستان چندین بار از سوی ماموران امنیتی و حتی زندانیان با جرایم عمومی که آنها هم بستری بودند مورد حمله و فحاشی قرار گرفتم. مأموران امنیتی به من توهینهای جنسی میکردند و در حالتی که به صورت صلیبی به تخت بسته شده بودم چند بار به صورت من آب دهان پرتاب کردند. در ویدئویی که توانا در یوتیوب منتشر کرده آثار زخمهای شکنجه که به دلیل بستن او به مدت طولانی با پابند به تخت ایجاد شده، بر بدن آقای لکستانی دیده میشود. </reference> </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='42548'> به دستور مقامات قضایی به مرکز نگهداری بیماران روانی رازی در ارومیه منتقل شد. آقای لکستانی چند سال بعد در گفتوگو با اطلس درباره شرایط نگهداریاش در این تیمارستان بیان داشت: > در تیمارستان من را با پابند و دستبند به صورت صلیبی به تخت بسته بودند و بیمارانی که باز بودند مرا میزدند. آنجا کسی بود که زن خود را بیهوش کرده بود و در دیگ پخته بود. او آزاد بود و من دستبند و پابند داشتم. حتی برای دستشویی رفتن هم پابند داشتم. به من اجازه حمام رفتن نمیدادند. سه سال از آن زمان گذشته و هنوز جای زخمهای پابند بر روی پای من است. آنها مرا مجبور به خوردن قرصهای بسیاری میکردند، به طوری که همواره خواب و یا منگ بودم. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='42549'> به زندان ارومیه منتقل شد. آقای لکستانی چند سال بعد به اطلس گفت که چندی قبل از آزادی، برای او قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی صادر شده بود اما بازپرس پرونده به دلیل فشارهای دستگاه امنیتی از قبول وثیقه با دلایل مختلف خودداری میکرده است. </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='27530'> به قید وثیقه آزاد شد </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='36826'> <reference source='https://iranwire.com/fa/news/tehran/52742'> به آمریکا بازگشت. </reference> </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='36827'> <reference source='https://iranwire.com/fa/news/tehran/52742'> ایرانوایر نوشت اکبر لکستانی در دادگاه فدرال آمریکا از علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران شکایت کرده است. آقای لکستانی در گفتوگو با ایرانوایر دلیل شکایت خود را بازداشت غیرقانونی توسط جمهوری اسلامی، شکنجه، عدم رسیدگی پزشکی مناسب در زندان و تلاش برای اخذ اعترافات دروغین عنوان کرده است. </reference> </coverage-outsourcing>
- <coverage-outsourcing id='51278'> اکبر لکستانی در مصاحبه با اطلس اعلام کرد که بهدلیل عفونت شدید پا، تحت عمل جراحی قرار گرفته و پزشکان مجبور شدهاند انگشت شصت پای راست او قطع کنند. او گفت اگر عفونت پاهایش پیشروی کند ممکن است در آینده مچ پای او نیز قطع شود. او دلیل این بیماری را شکنجههایی عنوان کرد که در زمان بازداشت در ایران با او شده است. او در شرح این شکنجهها گفت که در زمان بازداشت، روزهای متمادی به او دستبند و پابند بستهاند و علیرغم زخمی شدن پاهایش، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است. </coverage-outsourcing>