علی پژگل

علی پژگل

او از شهروندان بلوچ اهل استان هرمزگان است. وی از جمله زندانیان بلوچی است که به زندان‌های شمال غرب ایران تبعید شدند. پس از دستگیری علی پژگل، پدر او که کارمند شهرداری بود، از کار اخراج شد

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با اطلس اتهامات او را رد کرده است. سیاست مشت آهنین حکومت ایران در سیستان و بلوچستان، به اعدام، حبس و تبعید تعداد زیادی از شهروندان بلوچ که فعالیت نداشته‌اند، یا فعالیت‌های ایشان چشم‌گیر نبوده انجامیده است <symbol-timeline></symbol-timeline>

  • <coverage-outsourcing id='3085'> بازداشت شد. او که در دادگاه عمومی زاهدان به ۱۵ سال حبس در تبعید در زندان خلخال و یک سال حبس تعزیری محکوم شده، در هنگام بازداشت حدود ۱۸ سال داشته است. او برای ۹ ماه در سلول‌های انفرادی اطلاعات زاهدان محبوس بوده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13456'> بر پایه نامه‌ای که مادرش به گزارشگر سازمان ملل نوشته یک ماه پس از دستگیری علی پژگل به برادرش عبدالمجید تیراندازی شده و او کشور را ترک کرده است. در نامه‌ای که او در اواخر سال ۹۵ نوشته آمده است که این خانواده هنوز از سرنوشت عبدالمجید اطلاعی ندارند و اخبار متناقضی مبنی بر کشته شدن و زنده بودن فرزندشان به آن‌ها رسیده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13457'> خانواده علی پژگل پس از بیش از دو ماه از دستگیری او، مطلع شدند که فرزندشان در اطلاعات زاهدان نگهداری می‌شود. آن‌ها در ابتدا به خانواده اجازه دیدار با او را نداده و به مادر او گفته‌اند: > از اینجا برو، پسرت را اعدام می‌کنیم». بر پایه نامه‌ای از خانم آمنه کوه‌نشین مامورین پس از پنج روز و تحصن خانواده در برابر ستاد خبری، به آن‌ها اجازه داده‌اند که برای چند دقیقه علی پژگل را ملاقات کنند. «پسرم پیر و فرتوت شده بود. انگار کس دیگری شده بود. مثل سیبی شده بود که مدت‌ها در جای خشک و گرم باشد. خشک و رنگ‌پریده شده بود. تمام پنج دقیقه گریه کردم. تا این‌که مامورینی که هنگام ملاقات کنارمان بودند پسرم را از پیشم بردند». او همچنین می‌نویسد که اطلاعاتی‌ها به او گفته‌اند که «اگر برادرش عبدالمجید بیاید، آزادش می‌کنیم. تو برو پسرت را راضی کن تا برگردد تا برادرش آزاد شود </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13460'> مطابق نوشته‌ای از آمنه کوه‌نشین، محمد پژگل برادر علی پژگل در این سال دستگیر شده و با اتهامات امنیتی به سه سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم شده است. حکم سه سال زندان او اجرا شده و به پایان رسیده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13458'> در اواسط سال ۹۰ به زندان زاهدان منتقل شد </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='10057'> متعاقب شورش خرداد ۹۱ در بند زندانیان سیاسی و امنیتی زندان زاهدان، مامورین زندان زندانیان سیاسی بندهای دیگر را نیز که از وقوع درگیری اطلاعی نداشتند، مجازات کردند. از جمله محمدصابر ملک‌رئیسی، مهرالله ریگی و علی پژگل که در بند جوانان بودند، در بیرون بند به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به انفرادی منتقل می‌شوند. خانواده‌های آن‌ها تا ماه‌ها بعد هیچ اطلاعی از آن‌ها نداشتند </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='3086'> از زندان زاهدان به زندان اردبیل تبعید شد. به گزارش هرانا او تا چهار ماه از ملاقات با خانواده یا دسترسی به تلفن محروم بود. مدتی بعد به زندان خلخال منتقل شد </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='3087'> گزارش شد که از سه ماه پیش ممنوع الملاقات شده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='12970'> به گزارش هرانا پس از انتقال علی پژگل و نوراحمد حسن‌زهی به زندان خلخال، شرایط این زندان از جمله اجبار به شرکت در کلاس مذهبی شیعی و «برخورد توهین‌آمیز کارکنان و مسئولان زندان خلخال» باعث شد که آن‌ها در اعتراضات زندانیان خلخال که ظاهرا به خشونت کشیده شده مشارکت کنند. علی پژگل و نوراحمد حسن‌زهی در زندان خلخال «به شدت مورد شکنجه قرار گرفتند، به نحوی که تا یک سال جای ضربات باتوم و شلنگ بر بدنشان مشخص بود» و هنوز «جای شوکر برقی مانده است». علی پژگل، نوراحمد حسن‌زهی و ۱۰ زندانی دیگر، مجددا به زندان اردبیل بازگردانده شدند. در زندان اردبیل، برای «استقبال» از این زندانیان «تونل وحشت» متشکل از گارد باتوم به‌دست، ساخته شد و به مدت یک ماه نیز در سلول با دستبند و پابند، مورد ضرب و شتم و آزار و تحقیر و توهین قرار گرفتند. «همواره دستبند و پابند به دستمان بود و مانند حیوان به ما غذای کمی می‌دادند، مقداری غذا که حتی یک نفر را سیر نمی‌کرد، داخل پلاستیک می‌گذاشتند و به داخل سلول پرتاب می‌کردند. هرکسی از هر ارگانی می آمد اختیار تام داشت ما را به باد کتک بگیرد، حتی یک بار رئیس ستاد دیه آقای انزابی آمد و سراغ من و نوراحمد را گرفت. وقتی سرباز مارا نشان داد، شروع کرد به کتک زدن ما تا زمانی که روی زمین افتادیم» </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='4176'> به گزارش کمپین فعالین بلوچ صابر ملک‌رئیسی، علی پژگل، نوراحمد حسن‌زهی، اسحاق کلکلی و محمدامین ایرانشهری در زندان اردبیل در اعتراض به دسترسی بسیار محدود به تلفن (هر سه ماه ده دقیقه)، شروط سخت برای ملاقات و عدم دسترسی به امکانات ورزشی زندان دست به اعتصاب غذا زدند </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='12971'> علی پژگل و نوراحمد حسن‌زهی در دادگاه خلخال محاکمه شده و به اتهام «اخلال در نظم زندان خلخال» به دو سال و چهار ماه حبس، پرداخت ۱۰ میلیون تومان دیه و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. این دو تن معتقدند که در ضرب و جرح زندانبانان نقشی نداشته‌اند و تنها به خاطر گرایشات فکری و سیاسی قربانی شده‌اند. مشخص نیست ذیل ماده ۱۳۴ق.م.ا چه مقدار از حکم اول قابل اجرا است، اما با درنظرگرفتن قرائن، دستکم یک سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دیه قابل اجرا خواهد بود. </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='12969'> هرانا به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد که مصداق اتهامات او «پخش و تکثیر سخنرانی‌های علمای برجسته اهل سنت» و یک دیدار «با یکی از اعضای گروه ریگی» بوده است. بر پایه گفته‌های این منبع او «از این موضوع اطلاعی نداشته» است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13254'> هرانا گزارش کرد که نوراحمد حسن‌زهی، علی پژگل، عبدالکریم شه‌بخش، ماهر کعبی، محمدصابر ملک‌رئیسی و شیراحمد شیرانی در بندی شبیه به قرنطینه در زندان اردبیل محبوس شده‌اند. این بند اتاقی است با مساحت بین ۱۰ تا ۱۵ متر مربع، با ۱۸ تخت و یک هواخوری کوچک. زندانیان روزانه ۱۵ دقیقه برای تلفن به انبار خارج از بند می‌روند. گفته می‌شود طرز برخورد زندانبانان با این زندانیان و خانواده‌هایشان به گونه‌ای است که برخی از آن‌ها از خانواده‌هایشان خواسته‌اند که دیگر به ملاقاتشان نیایند </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13459'> آمنه کوه‌نشین مادر علی پژگل با نگارش نامه‌ای خطاب به گزارشگر ویژه سازمان ملل ضمن شرح پرونده از او خواست که به یاری این خانواده بشتابد. او می‌گوید مصداق اتهامات علی پژگل «ترقه‌های بازی» و «یک رابطه ساده اینترنتی» بوده که به عنوان «مواد منفجره جنگی» و «عضویت در گروه مخالف نظام» تعبیر شده، علی پژگل به خاطر فعالیت‌های برادر بزرگ‌ترش عبدالمجید به «گروگان» گرفته شده، او تا روز دادگاه وکیل تسخیری خود را ندیده بوده، طوری «شکنجه» شده که «که اثر شوکر برقی و باتوم و دستبند و پابند روی بدنش مانده»، آن‌ها مورد تبعیض قومی و مذهبی قرار گرفته‌اند، نیروهای امنیتی از کاه کوه ساخته‌اند و بچه‌های او را درس عبرتی کرده‌اند برای جوانان مملکت. او می‌نویسد اگر به پروردگار اعتقاد نداشت، از شدت مصیبت‌های وارده به خانواده و فرزندانش به زندگی خود پایان می‌داد. این نامه که هرانا آن را منتشر کرده، در بخش شواهد این صفحه ثبت شده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='13785'> نام وی در فهرست اسامی «برخی از زندانیان تبعیدی بلوچ» که توسط کمپین فعالین بلوچ منتشر شد قرار داشت </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='16085'> هرانا نامه‌ای را از طرف علی پژگل و نوراحمد حسن‌زهی خطاب به فدریکا مورگینی، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی منتشر کرد. این دو تن در این نامه ضمن برشمردن تضییعات حقوق بلوچ‌ها و اهل سنت از او خواستند که برای بهبود این روند به دولت ایران فشار بیاورد. این نامه در بخش شواهد این صفحه ثبت شده است </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='20129'> هرانا نامه‌ای از به امضای ماهر کعبی، شیراحمد شیرانی، علی پژگل و نوراحمد حسن‌زهی منتشر کرد. این چهار تن در این نامه به «شکنجه و تبعیض» علیه زندانیان سیاسی تبعیدی در زندان اردبیل اعتراض کرده و برخورد اخیر رئیس حفاظت زندان، مدیر داخلی زندان (آقای نوروزی) و افسرنگهبان (آقای غفور صادق‌زاده) با محمدصابر ملک‌رئیسی را شرح داده‌اند </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='20366'> هرانا گزارش کرد که از چند روز پیش مسئولین زندان اردبیل، ارتباط زندانیان سیاسی این زندان را با خانواده‌هایشان قطع کرده‌اند </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='21708'> به گزارش هرانا از بند سیاسی به بند ۱ این زندان منتقل شد </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='26937'> از زندان اردبیل به زندان خلخال انتقال یافت </coverage-outsourcing>
  • <coverage-outsourcing id='34826'> به گفته منابع آگاه اطلس، او اخیرا به مرخصی آمده است. </coverage-outsourcing>